برتولد اشپولر ( مترجم : جواد فلاطورى )
383
تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي )
فرمانده با نيروى زير فرمان خود فقط در مواقع خطر از هر جانب كه باشد ، با نيرو و شجاعت كامل به صحنه وارد شود . « 142 » اينكه اين فرمانده ، براى گمراه كردن دشمن يونيفورم متخاصمان مىپوشيده ، « 143 » ابتدا از زمان ديرترى ( سال 607 ه / 1210 م از جانب محمّد دوّم خوارزم شاه ) گزارش شده است . « 144 » نتيجه جنگ هميشه فقط به عوامل نظامى خالص ، بستگى نداشت . چنان كه مسلمين درست در همان سالهاى اوليه ، با غلبه بر نيروهاى كمكى عربى - مسيحى متعلق به ايرانيان در واقع ، جهت و پايان جنگ را كاملا مشخص كردند . تأثيرات جوى نيز در پيروزى يا شكست جنگى نقش داشته است : پيش مىآمد كه سپاهى بر اثر ريزش برف كاملا از هم متلاشى شود . « 145 » به علت اين احتمال در ايران ( مانند مناطق ديگر ) به خصوص حملات كاملا فوقالعاده معروف به حملات تابستانى ، مثلا از خراسان به ماوراءالنهر انجام مىشد . « 146 » اينگونه حملات با همان كلمه عربى ( غزو ) و « غازيه » مشهور شده بود ( بهويژه در آسياى صغير در جنگ بر ضد روم شرقى ) . گهگاه فرمانده سپاه دستور پاره كردن چادرها را مىداد تا سپاه را در صورت شكست در وضعيت اضطرارى قرار دهد . « 147 » ساسانيان حتى لشكريان را به منظور جلوگيرى از شكست به يكديگر زنجير مىكردند . « 148 » نوعى حيله مطلوب جنگى ( كه به شيوههاى جنگى تركان آسياى مركزى بازمىگردد ) آن بود كه سپاه ، خود را به ظاهر در حال فرار وانمود كند تا بدينوسيله فاتح ظاهرى را به تعقيب عجولانه و بدون احتياط كافى « 149 » وادارد و سرانجام ، او را
--> ( 142 ) . قابوسنامه ، / چاپ ديتز ، ص 788 و بعد . ( 143 ) . در انجيل ، ( Kon . XXII 30 , II Chron XVIII 29 ) ( اخب شاه اسرائيل در نبرد عليه گيليد ، سال 854 ق . م ) . ( 144 ) . جوينى : تاريخ جهانگشا ، ج 2 ، ص 84 . ( 145 ) . سال 332 ه / 944 م نزديك سلماس در آذربايجان : ابن اثير : الكامل ، ج 8 ، ص 135 . ( 146 ) . ابن اثير : الكامل ، ج 4 ، ص 39 ( بهعنوان عبادتى متداول تا سال 61 ه / 681 م ) . ( 147 ) . به همين شكل با ايرانيان در سال 85 ه / 704 م رفتار كردند : طبرى : تاريخ 2 ، ص 1147 . ( 148 ) . ابن اثير : الكامل ، ج 2 ، ص 148 ( سال 12 ه / 633 م ) . ( 149 ) . قابوسنامه درباره آن نيز هشدار مىدهد / چاپ ديتز ، ص 791 و بعد .